شب یلدا مبارک 😂🍉🍇

درِ خونه که قفل شد، هوا پر از بوی انار و هندونه شد؛ بوی شیرین میوه با عطر دارچین قاطی!
فقط صدای خنده‌ها و تیک‌تاک ساعت دیواری.

رومیزی قرمز یلدایی زیر دستام گرم شد!
یه هندونه‌ی آبدار و سرخ وسط میز، کنارش انار دونه‌دونه و گیلاس‌های براق! 🍉🍇🍒💦

هندونه‌ی کلفت رو برداشتم، نوک چاقو رو دم درِ انار گذاشتم؛ سرد و براق، یه کم مالیدم، صدای “شُرشُر” آب بلند شد!
یهو هندونه رو به انار چسبوندم؛ صدای “چِلپ” شادی، آبشون قاطی شد، یه موج خنده رفت تو بشقاب!

هر بار که هندونه رو فشار می‌دادم به انار؛ تیکه‌هاش موج می‌انداخت، عرق آبدار از دستام می‌چکید رو میز، خنک و شیرین.
انگشتمو تو آب هندونه خیس کردم، گذاشتم رو دونه‌های انار و گیلاس؛ اول سرد، بعد گرم شد، صدای “جِرپ جِرپ” خنده‌دار!

رقص شروع شد؛ هندونه تو انار فرو می‌رفت، انگشت تو گیلاس، ریتم یلدایی، صدای آب هندونه، صدای دونه انار، صدای ترکیدن میوه‌ها!
میز خیسِ خیس شد، هر بار که جدا می‌کردم، یه صدای “شُرشُر” بلند می‌شد، آب می‌پاشید رو رومیزی!

هندونه با خنده نفس‌زنان گفت: «تنگ‌تر بگیر… می‌خوام پرت کنم از دونه!»
انار دور هندونه تنگ شد؛ صدای “فِشش” آب، رو میز، رو بشقاب، رو گیلاس‌ها، شیرین و چسبناک.
هندونه تا ته فشار داد، لرزید، دونه‌ها پر کردن بشقابو، هر موج یه شیرینی یلدایی!

وقتی آروم جدا کردم، یه صدای “چِلپ” آبدار، یه خط قرمز اناری از هندونه کشیده شد تا میز و شروع کرد به چکیدن، خنک و تازه.

ساعت 11:30 شب یلدا، هنوز رقص تموم نشده!
میز پر از تیکه‌های هندونه، انار و گیلاس، رومیزی خیس و چسبناک، بوی میوه و دارچین پر شده تو خونه.
نمی‌تونم جدا کنم، فقط یه چیز می‌دونم: امشب دوباره همین رقص می‌خوام، همین خنده، همین بو، همین شیرینی! 🍉🍇🍒💦😂

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *